بابای غریب

وبلاگی برای حفظ قرآن

وبلاگی برای حفظ قرآن

تصمیم گرفتم در وبلاگ برنامه چهار گروه را ارسال کنم حفظمون روزان هست با دوره این کار را هدیه می کنم به امام عصر عجل الله تعالی فرجه

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

گروه A توبه 80-90

شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۳۶ ق.ظ

 شنبه 30 خرداد:

گروه 

حفظ آیات80-90 توبه

دوره جز30-1

تفسیر سوره :

 شنبه 30 خرداد:

گروه A

حفظ آیات80-90 توبه

دوره جز30-1

تفسیر سوره :

 (آیه 80)- در این آیه تأکید بیشترى روى مجازات این گروه از منافقان نموده و آخرین تهدید را ذکر مى‏کند به این ترتیب که روى سخن را به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نموده مى‏گوید: «چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى، حتى اگر هفتاد بار براى آنها از خداوند طلب آمرزش نمایى هرگز خدا آنها را نمى‏بخشد» (اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ).

 «چرا که آنها خدا و پیامبرش را انکار کردند و راه کفر پیش گرفتند» و همین کفر آنها را به درّه نفاق و آثار شوم آن افکند (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ).

و روشن است هدایت خدا شامل حال کسانى مى‏شود که در طریق حق طلبى گام بر مى‏دارند و جویاى حقیقتند، ولى «خداوند افراد فاسق و گنهکار و منافق را هدایت نمى‏کند» (وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ).

اهمیت به کیفیت کار است نه کمیت:

این حقیقت به خوبى از آیات قرآن به دست مى‏آید که اسلام در هیچ موردى روى «کثرت مقدار عمل» تکیه نکرده، بلکه همه جا اهمیت به «کیفیت عمل» داده است.

مهم این است که هیچ کسى از مقدار توانایى خود دریغ ندارد، سخن از بسیار و کم نیست، سخن از احساس مسؤولیت و اخلاص است.

از این موضوع این حقیقت نیز روشن مى‏شود که در یک جامعه سالم اسلامى به هنگام بروز مشکلات، همه باید احساس مسؤولیت کنند، نباید چشمها تنها به متمکنان دوخته شود، چرا که اسلام متعلق به همه است، و همه باید در حفظ آن از جان و دل بکوشند.

                      

 (آیه 81)- باز هم کارشکنى منافقان: در این آیه نیز سخن همچنان پیرامون معرفى منافقان، به وسیله اعمال و رفتار و افکار آنهاست.

نخست مى‏فرماید: «آنها که در (تبوک) از شرکت در جهاد تخلف جستند، و با عذرهاى واهى در خانه‏هاى خود نشستند (و به گمان خود سلامت را بر خطرات میدان جنگ ترجیح دادند) از این عملى که بر ضد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مرتکب شدند، خوشحالند» (فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ).

 «و از این که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کنند (و به افتخارات بزرگ مجاهدان نائل گردند) کراهت داشتند» (وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ).

آنها به تخلف خودشان از شرکت در میدان جهاد قناعت نکردند، بلکه با وسوسه‏هاى شیطانى کوشش داشتند، دیگران را نیز دلسرد یا منصرف سازند «و به آنها گفتند: در این گرماى سوزان تابستان به سوى میدان نبرد حرکت نکنید» (وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ).

سپس قرآن روى سخن را به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله کرده و با لحن قاطع و کوبنده‏اى به آنها چنین پاسخ مى‏گوید: «به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از این هم گرمتر و سوزانتر است اگر بفهمند»! (قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ).

ولى افسوس که بر اثر ضعف ایمان، و عدم درک کافى، توجه ندارند که چه آتش سوزانى در انتظار آنهاست، آتشى که یک جرقه کوچکش از آتشهاى دنیا سوزنده‏تر است.

 (آیه 82)- در این آیه اشاره به این مى‏کند که آنها به گمان این که پیروزى به دست آورده‏اند و با تخلف از جهاد و دلسرد کردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسیده‏اند، قهقهه سر مى‏دهند و بسیار مى‏خندند، همان گونه که همه منافقان در هر عصر و زمان چنینند.

ولى قرآن به آنها اخطار مى‏کند که «باید کم بخندند و بسیار بگریند» (فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً).

گریه براى آینده تاریکى که در پیش دارند، گریه به خاطر این که همه پلهاى                        

 بازگشت را پشت سر خود ویران ساخته‏اند، و بالاخره گریه براى این که این همه استعداد و سرمایه عمر را از دست داده و رسوایى و تیره‏روزى و بدبختى براى خود خریده‏اند.

و در آخر آیه مى‏فرماید: «این جزاى اعمالى است که آنها انجام مى‏دادند» (جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ).

 (آیه 83)- در این آیه اشاره به یکى دیگر از روشهاى حساب شده و خطرناک منافقان مى‏کند و آن این که آنها به هنگامى که کار خلافى را آشکارا انجام مى‏دهند براى تبرئه خود ظاهرا در مقام جبران بر مى‏آیند و با این نوسانها و اعمال ضد و نقیض، چهره اصلى خود را پنهان مى‏دارند.

آیه مى‏گوید: «هرگاه خداوند تو را به سوى گروهى از اینها باز گرداند و از تو اجازه بخواهند که در میدان جهاد دیگرى شرکت کنند، به آنها بگو، هیچ گاه با من در هیچ جهادى شرکت نخواهید کرد، و هرگز همراه من با دشمنى نخواهید جنگید»! (فَإِنْ رَجَعَکَ اللَّهُ إِلى‏ طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِیَ عَدُوًّا).

یعنى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله باید آنها را براى همیشه مأیوس کند و روشن سازد که دیگر کسى فریبشان را نخواهد خورد.

جمله «طائِفَةٍ مِنْهُمْ» (گروهى از ایشان) نشان مى‏دهد که همه آنان حاضر نبودند از این طریق وارد شوند و پیشنهاد شرکت در جهاد دیگرى را عرضه بدارند.

سپس دلیل عدم قبول پیشنهاد آنان را چنین بیان مى‏کند: «شما براى نخستین بار راضى شدید که از میدان جهاد کناره‏گیرى کنید و در خانه‏ها بنشینید، هم اکنون نیز به متخلفان بپیوندید، و با آنها در خانه‏ها بنشینید» (إِنَّکُمْ رَضِیتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِینَ).

 (آیه 84)- روش محکمتر در برابر منافقان: پس از آن که منافقان با تخلف صریح از شرکت در میدان جهاد پرده‏ها را دریدند و کارشان بر ملا شد، خداوند به پیامبرش دستور مى‏دهد روش صریحتر و محکمترى در برابر آنها اتخاذ کند تا براى    

 همیشه فکر نفاق و منافق‏گرى از مغزهاى دیگران برچیده شود.

لذا مى‏فرماید: «بر هیچ یک از آنها (منافقان) که از دنیا مى‏روند نماز مگزار»! (وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً).

 «و هیچ گاه در کنار قبر او براى طلب آمرزش و استغفار نایست» (وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ).

در حقیقت این یک نوع مبارزه منفى، و در عین حال مؤثر، در برابر گروه منافقان است.

و این یک برنامه مبارزه حساب شده در برابر گروه منافقان در آن زمان بود که امروز هم مسلمانان باید از روشهاى مشابه آن استفاده کنند.

در پایان آیه بار دیگر دلیل این دستور را روشن مى‏سازد و مى‏فرماید: «این حکم به خاطر آن است که آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند» (إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ).

 «و در حالى که فاسق و مخالف فرمان خدا بودند از دنیا رفتند» (وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ). نه از کرده خود پشیمان شدند و نه با آب توبه لکه‏هاى گناه را از دامان شستند.

 (آیه 85)- در اینجا ممکن بوده است سؤالى براى ما مسلمانان مطرح شود که اگر منافقان به راستى این همه از رحمت خدا دورند پس چرا خداوند به آنها این همه محبت کرده و این همه مال و فرزند (نیروى اقتصادى و انسانى) را در اختیارشان قرار داده است.

در آیه مورد بحث روى سخن را به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله کرده و پاسخ این سؤال را چنین مى‏دهد: «اموال و فرزندانشان هیچ گاه نباید مایه اعجاب تو شود» (وَ لا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ).

چرا که به عکس آنچه مردم ظاهربین خیال مى‏کنند، این اموال و فرزندان نه تنها باعث خوشوقتى آنها نیست، بلکه «خداوند مى‏خواهد آنان را به وسیله اینها در دنیا مجازات کند، و با حال کفر جان بدهند» (إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا  

 وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ).


این آیه اشاره به این واقعیت مى‏کند که امکانات اقتصادى و نیروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرین نیست، بلکه غالبا مایه دردسر و بلا و بدبختى است، زیرا چنین اشخاصى نه اموال خود را به مورد، مصرف مى‏کنند و نه فرزندان سر به راه و با ایمان و تربیت یافته‏اى دارند، بلکه اموالشان مایه غفلت آنها از خدا و مسائل اساسى زندگى است و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مى‏گیرند.

منتها براى کسانى که ثروت و نیروى انسانى را اصیل مى‏پندارند و چگونگى مصرف آن، براى آنها مطرح نیست، زندگانى این گونه اشخاص دورنماى دل انگیزى دارد، اما اگر به متن زندگیشان نزدیکتر شویم و به این حقیقت نیز توجه کنیم که چگونگى بهره‏بردارى از این امکانات مطرح است تصدیق خواهیم کرد که هرگز افراد خوشبختى نیستند.

 (آیه 86)- در این آیه و آیه بعد باز سخن در باره منافقان است. آیه مى‏گوید:

 «هنگامى که سوره‏اى در باره جهاد نازل مى‏شود و از مردم دعوت مى‏کند که به خدا ایمان بیاورید (یعنى بر ایمان خود ثابت قدم بمانند و آن را تقویت نمایند) و همراه پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله در راه او جهاد کنید، در این هنگام منافقان قدرتمند که توانایى کافى از نظر جسمى و مالى براى شرکت در میدان جنگ دارند از تو اجازه مى‏خواهند که در میدان جهاد شرکت نکنند و مى‏گویند بگذار ما با قاعدین (آنها که از جهاد معذورند) باشیم» (وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا نَکُنْ مَعَ الْقاعِدِینَ).

 (آیه 87)- در این آیه قرآن آنها را با این جمله مورد ملامت و مذمت قرار مى‏دهد که «آنها راضى شدند با متخلفان باقى بمانند» (رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ).

بعدا اضافه مى‏کند که «اینها بر اثر گناه و نفاق به مرحله‏اى رسیده‏اند که بر قلبهایشان مهر زده شده، به همین دلیل چیزى نمى‏فهمند» (وَ طُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ  

 لا یَفْقَهُونَ)

.

 (آیه 88)- در این آیه از گروهى که در نقطه مقابل این دسته قرار دارند و صفات و روحیات آنها، و همچنین سر انجام کارشان درست به عکس آنهاست، سخن به میان آمده.

آیه چنین مى‏گوید: «اما پیامبر و آنها که با او ایمان آوردند با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد کردند» (لکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ).

و سر انجام کارشان این شد که «همه نیکیها براى آنهاست» و خیرات مادى و معنوى در این جهان و جهان دیگر نصیبشان است (وَ أُولئِکَ لَهُمُ الْخَیْراتُ).

 «و گروه رستگاران همینها هستند» (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).

از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود که اگر «ایمان» و «جهاد» توأم گردد هر گونه خیر و برکتى را با خود همراه خواهد داشت، و جز در سایه این دو، نه راهى به سوى فلاح و رستگارى است، و نه نصیبى از خیرات و برکات مادى و معنوى.

 (آیه 89)- در این آیه به قسمتى از پاداشهاى اخروى این گروه اشاره کرده، مى‏گوید: «خداوند باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته که از زیر درختانش نهرها جریان دارد» (أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ).

و تأکید مى‏کند: این نعمت و موهبت عاریتى و فناپذیر نیست بلکه «جاودانه در آن مى‏مانند» (خالِدِینَ فِیها). «و این پیروزى بزرگى است» (ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ).

 (آیه 90)- در این آیه به تناسب بحثهاى گذشته، پیرامون منافقان بهانه‏جو و عذر تراش اشاره به وضع دو گروه از تخلف کنندگان از جهاد شده است.

نخست مى‏گوید: «گروهى از اعراب بادیه نشین که از شرکت در میدان جهاد واقعا معذور بودند نزد تو آمده‏اند تا به آنها اجازه داده شود و معاف گردند» (وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِیُؤْذَنَ لَهُمْ).

و در مقابل «کسانى که به خدا و پیامبر دروغ گفتند، بدون هیچ عذرى در خانه خود نشستند» و به میدان نرفتند (وَ قَعَدَ الَّذِینَ کَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ). 

 در پایان آیه، گروه دوم را شدیدا تهدید کرده، مى‏گوید: «به زودى به آن دسته از ایشان که کافر شدند عذاب دردناکى خواهد رسید» (سَیُصِیبُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۳۰
نجمه رضایی

نظرات  (۱)

مولای مهربان غزل های من سلام
سمت زلال اشک من، آقای من سلام
نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز
آبی ترین بهانه دنیای من سلام
قلبی شکسته دارم و شعری شکسته تر
اما نشسته در تب غوغای من سلام
ما بی حضور چشم تو این جا غریبه ایم
دستی، سری تکان بده، مولای من؛ سلام
تقدیم چشمهای تو این شعر نا تمام
زیباترین افق به تماشای من سلام

اللهم عجل لولیک الفرج

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی