گروه C آل عمران 71-75
چهار شنبه 3 تیر :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات71-75
دوره ص 41-50
تفسیر :
چهار شنبه 3 تیر :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات71-75
دوره ص 41-50
تفسیر :
(آیه 71)- در این آیه بار دیگر آنها را مخاطب ساخته مىگوید: «اى اهل
کتاب! چرا حق را با باطل مىآمیزید و مشتبه مىکنید (تا مردم را به گمراهى بکشانید و خودتان نیز گمراه شوید) و چرا حق را پنهان مىدارید در حالى که مىدانید»! (یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
(آیه 72)
شأن نزول:
نقل شده که: دوازده نفر از یهود با یکدیگر تبانى کردند که صبحگاهان خدمت پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله برسند و ظاهرا ایمان بیاورند و مسلمان شوند، ولى در آخر روز از این آیین برگردند و هنگامى که از آنها سؤال شود چرا چنین کردهاند بگویند: ما صفات محمد صلّى اللّه علیه و آله را از نزدیک مشاهده کردیم و دیدیم صفات و روش او با آنچه در کتب ما است تطبیق نمىکند و لذا برگشتیم، و به این وسیله بعضى از مؤمنان متزلزل مىگردند.
تفسیر:
یهود براى متزلزل ساختن ایمان مسلمانان از هر وسیلهاى استفاده مىکردند، تهاجم نظامى، سیاسى و اقتصادى این آیه اشاره به بخشى از تهاجم فرهنگى آنها دارد. مىفرماید: «گروهى از اهل کتاب گفتند: (بروید و ظاهرا) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید (و کفر خود را آشکار سازید) شاید آنها (مؤمنان) نیز متزلزل شده باز گردند» (وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ).
این توطئه در افراد ضعیف النفس اثر قابل ملاحظهاى خواهد داشت به خصوص این که عده مزبور از دانشمندان یهود بودند، و همه مىدانستند که آنها نسبت به کتب آسمانى و نشانههاى آخرین پیامبر، آشنایى کامل دارند و این امر لا اقل پایههاى ایمان تازه مسلمانان را متزلزل مىسازد.
(آیه 73)- ولى براى این که پیروان خود را از دست ندهند تأکید کردند که ایمان شما باید تنها جنبه صورى داشته و کاملا محرمانه باشد «شما جز به کسى که از آیینتان پیروى مىکند (واقعا) ایمان نیاورید» (وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ).
سپس در یک جمله معترضه که از کلام خداوند است، مىفرماید: «به آنها بگو: هدایت تنها هدایت الهى است» و این توطئههاى شما در برابر آن بىاثر است
(قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ).
بار دیگر به ادامه سخنان یهود باز مىگردد، و مىفرماید: آنها گفتند «هرگز باور نکنید به کسى همانند شما (کتاب آسمانى) داده شود، (بلکه نبوت مخصوص شماست) و همچنین تصور نکنید آنها مىتوانند در پیشگاه پروردگارتان با شما بحث و گفتگو کنند» (أَنْ یُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِیتُمْ أَوْ یُحاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ).
به این ترتیب روشن مىشود که آنها گرفتار خود برتربینى عجیبى بودند خود را بهترین نژادهاى جهان مىپنداشتند و همیشه در این فکر بودند که براى خود مزیّتى بر دیگران قائل شوند.
در پایان آیه خداوند جواب محکمى به آنها مىدهد و با بىاعتنایى به آنها روى سخن را به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله کرده مىفرماید: «بگو: فضل و موهبت به دست خداست و به هر کس بخواهد و شایسته ببیند مىدهد و خداوند واسع (داراى مواهب گسترده) و آگاه (از موارد شایسته) مىباشد» (قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ).
یعنى بگو مواهب الهى اعم از مقام والاى نبوت و همچنین موهبت عقل و منطق و افتخارات دیگر همه از ناحیه اوست، و به شایستگان مىبخشد.
(آیه 74)- در این آیه براى تأکید بیشتر مىافزاید: «خدا هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) ویژه رحمت خود مىکند و خداوند داراى فضل عظیم است» و هیچ کس نمىتواند مواهب او را محدود سازد (یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ).
بنابراین، اگر فضل و موهبت الهى شامل بعضى مىشود نه بعضى دیگر، به خاطر محدود بودن آن نیست بلکه به خاطر تفاوت شایستگیهاست.
توطئههاى کهن!
آیات فوق که از آیات اعجاز آمیز قرآن بوده و پرده از روى اسرار یهود و دشمنان اسلام برمىداشت امروز هم به مسلمانان در برابر این جریان هشدار مىدهد، زیرا در عصر ما نیز وسایل تبلیغاتى دشمن که از مجهزترین وسایل تبلیغاتى جهان است در این جهت به کار گرفته شده که عقاید اسلامى را در افکار
مسلمین مخصوصا نسل جوان ویران سازند آنها در این راه از هر وسیله و هر کس در لباسهاى «دانشمند، خاورشناس، مورخ و روزنامهنگار و حتى بازیگران سینما و ...»
استفاده مىکنند و این حقیقت را مکتوم نمىدارند که هدفشان این نیست که مسلمانان به آیین مسیح یا یهود درآیند بلکه هدف آنها ویرانى افکار و بىعلاقه ساختن جوانان نسبت به مفاخر آیین و سنتشان است!
(آیه 75)
شأن نزول:
این آیه در باره دو نفر از یهود نازل گردیده که یکى امین و درستکار و دیگرى خائن و پست بود نفر اول «عبد اللّه بن سلام» بود که مرد ثروتمندى 1200 اوقیّه «1» طلا نزد او به امانت گذارد، عبد اللّه همه آن را به موقع به صاحبش رد کرد و به واسطه امانتدارى خداوند او را در آیه مورد بحث مىستاید.
نفر دوم «فنحاص» است که مردى از قریش یک دینار به او امانت سپرد «فنحاص» در آن خیانت کرد خداوند او را بواسطه خیانت در امانت نکوهش مىکند.
تفسیر:
خائنان و امینان- جمعى از یهود عقیده داشتند که مسؤول حفظ امانتهاى دیگران نیستند، منطق آنها این بود که مىگفتند ما اهل کتابیم! و پیامبر الهى و کتاب آسمانى او در میان ما بوده است، ولى در مقابل اینها گروهى از آنان خود را موظف به پرداخت حقوق دیگران مىدانستند.
در این آیه قرآن به هر دو گروه اشاره کرده حق هر کدام را ادا مىکند، مىفرماید: «در میان اهل کتاب کسانى هستند که اگر ثروت زیادى به رسم امانت به آنها بسپارى به تو باز مىگردانند (و به عکس) کسانى هستند که اگر یک دینار به عنوان امانت به آنها بسپارى به تو باز نمىگردانند مگر تا زمانى که بالاى سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلط) باشى» (وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینارٍ لا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً).
به این ترتیب قرآن مجید به خاطر غلط کارى گروهى از آنها، همه آنها را محکوم نمىکند و این یک درس مهم اخلاقى به همه مسلمین است.
ضمنا نشان مىدهد آن گروهى که خود را در تصرف و غصب اموال دیگران
مجاز و مأذون مىدانستند هیچ منطقى جز منطق زور و سلطه را پذیرا نیستند و نمونه آن را بطور گسترده در دنیاى امروز در صهیونیستها مشاهده مىکنیم و این در حقیقت از مسائل جالبى است که در قرآن مجید در آیه فوق پیشگویى شده، و به همین دلیل مسلمانان براى استیفاى حقوق خود از آنان هیچ راهى جز کسب قدرت ندارند.
سپس در ادامه آیه منطق این گروه را در مورد غصب اموال دیگران بیان مىکند، مىفرماید: «این به خاطر آن است که آنها مىگویند ما در برابر «امّیّین» (غیر اهل کتاب) مسؤول نیستیم» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ).
آرى! آنها با این خود برتربینى و امتیاز دروغین به خود حق مىدادند که اموال دیگران را به هر اسم و عنوان تملک کنند، و این منطق از اصل خیانت آنها در امانت، به مراتب بدتر و خطرناکتر بود.
قرآن مجید در پاسخ آنها در پایان همین آیه با صراحت مىگوید: «آنها به خدا دروغ مىبندند در حالى که مىدانند» (وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ).
آنها به خوبى مىدانستند که در کتب آسمانیشان به هیچ وجه اجازه خیانت در امانتهاى دیگران به آنان داده نشده، در حالى که آنها براى توجیه اعمال ننگین خویش چنین دروغهایى را مىساختند و به خدا نسبت مىدادند.