گروه C آل عمران 76-80
شنبه 6 تیر :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات76-80
دوره جز30
تفسیر :
شنبه 6 تیر :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات76-80
دوره جز30
تفسیر :
(آیه 76)- این آیه ضمن نفى کلام اهل کتاب که مىگفتند: خوردن اموال غیر اهل کتاب براى ما حرام نیست! و به همین دلیل براى خود آزادى عمل قائل بودند همان آزادى که امروز هم در اعمال بسیارى از آنها مىبینیم که هر گونه تعدى و تجاوز به حقوق دیگران را براى خود مجاز مىدانند، مىفرماید: «آرى، کسى که به پیمان خود وفا کند و پرهیزکارى پیشه نماید (خدا او را دوست دارد زیرا) خداوند پرهیزکاران را دوست مىدارد» (بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ).
یعنى معیار برترى انسان و مقیاس شخصیت و ارزش آدمى، وفاى به عهد و عدم خیانت در امانت و تقوا و پرهیزکارى به طور عام است.
(آیه 77)
شأن نزول:
جمعى از دانشمندان یهود به هنگامى که موقعیت
اجتماعى خود را در میان یهود در خطر دیدند کوشش کردند که نشانههایى که در تورات در باره آخرین پیامبر وجود داشت و شخصا در نسخى از تورات با دست خود نگاشته بودند تحریف نمایند و حتى سوگند یاد کنند که آن جملههاى تحریف شده از ناحیه خداست! آیه نازل شد و شدیدا به آنها اخطار کرد.
تفسیر:
در این آیه به بخش دیگرى از خلافکاریهاى یهود و اهل کتاب اشاره شده مىفرماید: «کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خود را (به نام مقدس او) با بهاى کمى معامله مىکنند بهرهاى در آخرت نخواهند داشت» (إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ).
البته آیه به صورت کلى ذکر شده هر چند شأن نزول آن گروهى از علماى اهل کتاب است و قرآن در این آیه، پنج مجازات براى آنها ذکر مىکند نخست این که آنها از مواهب بىپایان عالم دیگر بهرهاى نخواهند داشت- چنانکه در بالا ذکر شد.
دیگر این که «خداوند در قیامت با آنها سخن نخواهد گفت» (وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ). و نیز «نظر لطف خود را در آن روز از آنها برمىگیرد و نگاهى به آنها نمىکند» (وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ).
روشن است که منظور از سخن گفتن خداوند سخن گفتن با زبان نیست زیرا خداوند از جسم و جسمانیات پاک و منزه است بلکه منظور سخن گفتن از طریق الهام قلبى و یا ایجاد امواج صوتى در فضا است همانند سخنانى که موسى (ع) از شجره طور شنید. و همچنین نظر کردن خداوند به آنان اشاره به توجه و عنایت خاص اوست نه نگاه با چشم جسمانى- آنچنان که بعضى ناآگاهان پنداشتهاند.
و بالاخره مجازات چهارم و پنجم آنان این است «خداوند آنان را (از گناه) پاک نمىکند و براى آنها عذاب دردناکى است» (وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).
و از اینجا روشن مىشود که گناه پنهان ساختن آیات الهى و شکستن عهد و پیمان او و استفاده از سوگندهاى دروغین تا چه حد سنگین است که تهدید به این همه مجازاتهاى روحانى و جسمانى و محرومیت کامل از الطاف و عنایات الهى شده است.
(آیه 78)
شأن نزول:
این آیه نیز در باره گروهى از علماء یهود نازل شده که با دست خود چیزهایى بر خلاف آنچه در تورات آمده بود در باره صفات پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله مىنوشتند و آن را به خدا نسبت مىدادند (و با زبان خود حقایق تورات را تحریف مىکردند).
تفسیر:
باز در این آیه سخن از بخش دیگرى از خلافکاریهاى بعضى از علماى اهل کتاب است مىفرماید: «بعضى از آنها زبان خود را به هنگام تلاوت کتاب خدا چنان مىپیچند و منحرف مىکنند که گمان کنید آنچه را مىخوانند از کتاب خداست در حالى که از کتاب الهى نیست» (وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْکِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْکِتابِ).
آنها به این کار نیز قناعت نمىکردند بلکه صریحا «مىگفتند این از سوى خدا نازل شده در حالى که از سوى خدا نبود» (وَ یَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ).
سپس قرآن بر این امر تأکید مىکند که این کار به خاطر این نبود که گرفتار اشتباهى شده باشند بلکه «به خدا دروغ مىبندند در حالى که عالم و آگاهند» (وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ).
ضمنا از این آیه و آیات قبل خطر مهم علماء و دانشمندان منحرف براى یک امت و ملت روشن مىشود.
(آیه 79)
شأن نزول:
در باره شأن نزول این آیه و آیه بعد نقل شده که: کسى نزد پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله آمد و اظهار داشت ما به تو همانند دیگران «سلام» مىکنیم در حالى که به نظر ما چنین اعترافى کافى نیست تقاضا داریم به ما اجازه دهى امتیازى برایت قائل شویم و تو را سجده کنیم! پیامبر فرمود: «سجده براى غیر خدا جایز نیست، پیامبر خود را تنها به عنوان یک بشر احترام کنید ولى حق او را بشناسید و از او پیروى نمایید»!
تفسیر:
این آیه همچنان افکار باطل گروهى از اهل کتاب را نفى و اصلاح مىکند، مخصوصا به مسیحیان گوشزد مىنماید که هرگز مسیح (ع) ادعاى الوهیّت
نکرد و نیز به درخواست کسانى که مىخواستند این گونه ادعاها را در باره پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله تکرار کنند صریحا پاسخ مىگوید مىفرماید: «براى هیچ بشرى سزاوار نیست که خداوند کتاب آسمانى و حکم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگوید غیر از خدا مرا پرستش کنید» (ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ).
نه پیامبر اسلام و نه هیچ پیغمبر دیگرى حق ندارد چنین سخنى را بگوید و این گونه نسبتها که به انبیاء داده شده همه ساخته و پرداخته افراد ناآگاه و دور از تعلیمات آنهاست.
سپس مىافزاید: «بلکه (سزاوار مقام او این است که بگوید) افرادى باشید الهى آنگونه که تعلیم کتاب الهى به شما داده شده و درس خواندهاید» و هرگز غیر خدا را پرستش نکنید (وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ).
آرى! فرستادگان الهى هیچ گاه از مرحله بندگى و عبودیت تجاوز نکردند و همیشه بیش از هر کس در برابر خداوند خاضع بودند.
از جمله مزبور استفاده مىشود که هدف انبیاء تنها پرورش افراد نبوده، بلکه هدف تربیت عالمان ربانى و مصلحان اجتماعى و افراد دانشمند بوده تا بتوانند محیطى را با علم و ایمان خود روشن سازند.
(آیه 80)- این آیه تکمیلى است نسبت به آنچه در آیه قبل آمد مىگوید:
همانطور که پیامبران مردم را به پرستش خویش دعوت نمىکردند، به پرستش فرشتگان و سایر پیامبران هم دعوت نمىنمودند مىفرماید: «و سزاوار نیست این که به شما دستور دهد فرشتگان و پیامبران را پروردگار خود انتخاب کنید» (وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً).
این جمله از یکسو پاسخى است به مشرکان عرب که فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند و نوعى ربوبیت براى آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو آیین ابراهیم معرفى مىکردند.
و از سوى دیگر پاسخى است به صابئان که خود را پیرو یحیى (ع) مىدانستند ولى مقام فرشتگان را تا سر حد پرستش بالا مىبردند.
و نیز پاسخى است به یهود و نصارا که عزیز یا مسیح (ع) را فرزند خدا معرفى مىکردند.
و در پایان آیه براى تأکید بیشتر مىافزاید: «آیا شما را به کفر دعوت مىکند پس از آن که (تسلیم فرمان حق گشته و) مسلمان شدید» (أَ یَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).
یعنى، چگونه ممکن است پیامبرى پیدا شود و نخست مردم را به ایمان و توحید دعوت کند سپس راه شرک را به آنها نشان دهد! آیه ضمنا اشاره سر بستهاى به معصوم بودن پیامبران و عدم انحراف آنها از مسیر فرمان خدا مىکند.