بابای غریب

وبلاگی برای حفظ قرآن

وبلاگی برای حفظ قرآن

تصمیم گرفتم در وبلاگ برنامه چهار گروه را ارسال کنم حفظمون روزان هست با دوره این کار را هدیه می کنم به امام عصر عجل الله تعالی فرجه

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

گروه C آل عمران 76-80

شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۱۰ ق.ظ

 شنبه 6 تیر :

گروه  

حفظ سوره آل عمران آیات76-80

دوره جز30

تفسیر :

 شنبه 6 تیر :

گروه C

حفظ سوره آل عمران آیات76-80

دوره جز30

تفسیر :

 (آیه 76)- این آیه ضمن نفى کلام اهل کتاب که مى‏گفتند: خوردن اموال غیر اهل کتاب براى ما حرام نیست! و به همین دلیل براى خود آزادى عمل قائل بودند همان آزادى که امروز هم در اعمال بسیارى از آنها مى‏بینیم که هر گونه تعدى و تجاوز به حقوق دیگران را براى خود مجاز مى‏دانند، مى‏فرماید: «آرى، کسى که به پیمان خود وفا کند و پرهیزکارى پیشه نماید (خدا او را دوست دارد زیرا) خداوند پرهیزکاران را دوست مى‏دارد» (بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ).

یعنى معیار برترى انسان و مقیاس شخصیت و ارزش آدمى، وفاى به عهد و عدم خیانت در امانت و تقوا و پرهیزکارى به طور عام است.

 (آیه 77)

شأن نزول:

جمعى از دانشمندان یهود به هنگامى که موقعیت           

 اجتماعى خود را در میان یهود در خطر دیدند کوشش کردند که نشانه‏هایى که در تورات در باره آخرین پیامبر وجود داشت و شخصا در نسخى از تورات با دست خود نگاشته بودند تحریف نمایند و حتى سوگند یاد کنند که آن جمله‏هاى تحریف شده از ناحیه خداست! آیه نازل شد و شدیدا به آنها اخطار کرد.

تفسیر:

در این آیه به بخش دیگرى از خلافکاریهاى یهود و اهل کتاب اشاره شده مى‏فرماید: «کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خود را (به نام مقدس او) با بهاى کمى معامله مى‏کنند بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت» (إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ).

البته آیه به صورت کلى ذکر شده هر چند شأن نزول آن گروهى از علماى اهل کتاب است و قرآن در این آیه، پنج مجازات براى آنها ذکر مى‏کند نخست این که آنها از مواهب بى‏پایان عالم دیگر بهره‏اى نخواهند داشت- چنانکه در بالا ذکر شد.

دیگر این که «خداوند در قیامت با آنها سخن نخواهد گفت» (وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ). و نیز «نظر لطف خود را در آن روز از آنها برمى‏گیرد و نگاهى به آنها نمى‏کند» (وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ).

روشن است که منظور از سخن گفتن خداوند سخن گفتن با زبان نیست زیرا خداوند از جسم و جسمانیات پاک و منزه است بلکه منظور سخن گفتن از طریق الهام قلبى و یا ایجاد امواج صوتى در فضا است همانند سخنانى که موسى (ع) از شجره طور شنید. و همچنین نظر کردن خداوند به آنان اشاره به توجه و عنایت خاص اوست نه نگاه با چشم جسمانى- آنچنان که بعضى ناآگاهان پنداشته‏اند.

و بالاخره مجازات چهارم و پنجم آنان این است «خداوند آنان را (از گناه) پاک نمى‏کند و براى آنها عذاب دردناکى است» (وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).

و از اینجا روشن مى‏شود که گناه پنهان ساختن آیات الهى و شکستن عهد و پیمان او و استفاده از سوگندهاى دروغین تا چه حد سنگین است که تهدید به این همه مجازاتهاى روحانى و جسمانى و محرومیت کامل از الطاف و عنایات الهى شده است.

                       

 (آیه 78)

شأن نزول:

این آیه نیز در باره گروهى از علماء یهود نازل شده که با دست خود چیزهایى بر خلاف آنچه در تورات آمده بود در باره صفات پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله مى‏نوشتند و آن را به خدا نسبت مى‏دادند (و با زبان خود حقایق تورات را تحریف مى‏کردند).

تفسیر:

باز در این آیه سخن از بخش دیگرى از خلافکاریهاى بعضى از علماى اهل کتاب است مى‏فرماید: «بعضى از آنها زبان خود را به هنگام تلاوت کتاب خدا چنان مى‏پیچند و منحرف مى‏کنند که گمان کنید آنچه را مى‏خوانند از کتاب خداست در حالى که از کتاب الهى نیست» (وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْکِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْکِتابِ).

آنها به این کار نیز قناعت نمى‏کردند بلکه صریحا «مى‏گفتند این از سوى خدا نازل شده در حالى که از سوى خدا نبود» (وَ یَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ).

سپس قرآن بر این امر تأکید مى‏کند که این کار به خاطر این نبود که گرفتار اشتباهى شده باشند بلکه «به خدا دروغ مى‏بندند در حالى که عالم و آگاهند» (وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ).

ضمنا از این آیه و آیات قبل خطر مهم علماء و دانشمندان منحرف براى یک امت و ملت روشن مى‏شود.

 (آیه 79)

شأن نزول:

در باره شأن نزول این آیه و آیه بعد نقل شده که: کسى نزد پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله آمد و اظهار داشت ما به تو همانند دیگران «سلام» مى‏کنیم در حالى که به نظر ما چنین اعترافى کافى نیست تقاضا داریم به ما اجازه دهى امتیازى برایت قائل شویم و تو را سجده کنیم! پیامبر فرمود: «سجده براى غیر خدا جایز نیست، پیامبر خود را تنها به عنوان یک بشر احترام کنید ولى حق او را بشناسید و از او پیروى نمایید»!

تفسیر:

این آیه همچنان افکار باطل گروهى از اهل کتاب را نفى و اصلاح مى‏کند، مخصوصا به مسیحیان گوشزد مى‏نماید که هرگز مسیح (ع) ادعاى الوهیّت       

 نکرد و نیز به درخواست کسانى که مى‏خواستند این گونه ادعاها را در باره پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله تکرار کنند صریحا پاسخ مى‏گوید مى‏فرماید: «براى هیچ بشرى سزاوار نیست که خداوند کتاب آسمانى و حکم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگوید غیر از خدا مرا پرستش کنید» (ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ).

نه پیامبر اسلام و نه هیچ پیغمبر دیگرى حق ندارد چنین سخنى را بگوید و این گونه نسبتها که به انبیاء داده شده همه ساخته و پرداخته افراد ناآگاه و دور از تعلیمات آنهاست.

سپس مى‏افزاید: «بلکه (سزاوار مقام او این است که بگوید) افرادى باشید الهى آنگونه که تعلیم کتاب الهى به شما داده شده و درس خوانده‏اید» و هرگز غیر خدا را پرستش نکنید (وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ).

آرى! فرستادگان الهى هیچ گاه از مرحله بندگى و عبودیت تجاوز نکردند و همیشه بیش از هر کس در برابر خداوند خاضع بودند.

از جمله مزبور استفاده مى‏شود که هدف انبیاء تنها پرورش افراد نبوده، بلکه هدف تربیت عالمان ربانى و مصلحان اجتماعى و افراد دانشمند بوده تا بتوانند محیطى را با علم و ایمان خود روشن سازند.

 (آیه 80)- این آیه تکمیلى است نسبت به آنچه در آیه قبل آمد مى‏گوید:

همانطور که پیامبران مردم را به پرستش خویش دعوت نمى‏کردند، به پرستش فرشتگان و سایر پیامبران هم دعوت نمى‏نمودند مى‏فرماید: «و سزاوار نیست این که به شما دستور دهد فرشتگان و پیامبران را پروردگار خود انتخاب کنید» (وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً).

این جمله از یکسو پاسخى است به مشرکان عرب که فرشتگان را دختران خدا مى‏پنداشتند و نوعى ربوبیت براى آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو آیین ابراهیم معرفى مى‏کردند.                       

 و از سوى دیگر پاسخى است به صابئان که خود را پیرو یحیى (ع) مى‏دانستند ولى مقام فرشتگان را تا سر حد پرستش بالا مى‏بردند.

و نیز پاسخى است به یهود و نصارا که عزیز یا مسیح (ع) را فرزند خدا معرفى مى‏کردند.

و در پایان آیه براى تأکید بیشتر مى‏افزاید: «آیا شما را به کفر دعوت مى‏کند پس از آن که (تسلیم فرمان حق گشته و) مسلمان شدید» (أَ یَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

یعنى، چگونه ممکن است پیامبرى پیدا شود و نخست مردم را به ایمان و توحید دعوت کند سپس راه شرک را به آنها نشان دهد! آیه ضمنا اشاره سر بسته‏اى به معصوم بودن پیامبران و عدم انحراف آنها از مسیر فرمان خدا مى‏کند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۶
نجمه رضایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی