گروه D بقره 177
دو شنبه 25 خرداد :
گروه
حفظ سوره بقره آیات 177
دوره ص1-10
تفسیر :
دو شنبه 25 خرداد :
گروه D
حفظ سوره بقره آیات 177
دوره ص1-10
تفسیر :
آیه 177- شأن نزول: چون تغییر قبله سر و صداى زیادى در میان مردم بخصوص یهود و نصارى به راه انداخت، یهود که بزرگترین سند افتخار خود (پیروى مسلمین از قبله آنان) را از دست داده بودند زبان به اعتراض گشودند، که قرآن در آیه 142 با جمله (سَیَقُولُ السُّفَهاءُ) به آن اشاره کرده است. این آیه نازل گردید و تأیید کرد که این همه گفتگو در مسأله قبله صحیح نیست بلکه مهمتر از قبله مسائل دیگرى است که معیار ارزش انسانهاست و باید به آنها توجه شود و آن مسائل را در این آیه شرح داده است.
تفسیر:
ریشه و اساس همه نیکیها- در تفسیر آیات تغییر قبله گذشت که مخالفین اسلام از یک سو و تازه مسلمانان از سوى دیگر چه سر و صدایى پیرامون تغییر قبله به راه انداختند.
این آیه روى سخن را به این گروهها کرده، مىگوید: «نیکى تنها این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوى شرق و غرب کنید و تمام وقت خود را صرف این مسأله نمایید» (لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ).
قرآن سپس به بیان مهمترین اصول نیکیها در ناحیه ایمان و اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته چنین مىگوید: «بلکه نیکى (نیکوکار) کسانى هستند که به خدا و روز آخر و فرشتگان و کتابهاى آسمانى و پیامبران ایمان
آوردهاند» (وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ).
پس از ایمان به مسأله انفاق و ایثار و بخششهاى مالى اشاره مىکند، و مىگوید: «مال خود را با تمام علاقهاى که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و واماندگان در راه، و سائلان و بردگان مىدهند» (وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ). بدون شک گذشتن از مال و ثروت براى همه کس کار آسانى نیست. چرا که حبّ آن تقریبا در همه دلها است، و تعبیر عَلى حُبِّهِ نیز اشاره به همین حقیقت است که آنها در برابر این خواسته دل براى رضاى خدا مقاومت مىکنند.
سومین اصل از اصول نیکیها را برپا داشتن نماز مىشمرد و مىگوید: «آنها نماز را برپا مىدارند» (وَ أَقامَ الصَّلاةَ).
چهارمین برنامه آنها را اداى زکات و حقوق واجب مالى ذکر کرده، مىگوید:
«آنها زکات را مىپردازند» (وَ آتَى الزَّکاةَ).
بسیارند افرادى که در پارهاى از موارد حاضرند به مستمندان کمک کنند اما در اداى حقوق واجب سهلانگار مىباشند، و به عکس گروهى غیر از اداى حقوق واجب به هیچ گونه کمک دیگرى تن در نمىدهند، آیه فوق نیکوکار را کسى مىداند که در هر دو میدان انجام وظیفه کند.
پنجمین ویژگى آنها را وفاى به عهد مىشمرد، و مىگوید: «کسانى هستند که به عهد خویش به هنگامى که پیمان مىبندند وفا مىکنند» (وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا).
چرا که سرمایه زندگى اجتماعى اعتماد متقابل افراد جامعه است، لذا در روایات اسلامى چنین مىخوانیم که مسلمانان موظفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل، مسلمان باشد یا کافر، نیکوکار باشد یا بدکار، و آن سه عبارتند از: وفاى به عهد، اداى امانت و احترام به پدر و مادر.
و بالاخره ششمین و آخرین برنامه این گروه نیکوکار را چنین شرح مىدهد:
«کسانى هستند که در هنگام محرومیت و فقر، و به هنگام بیمارى و درد، و همچنین
در موقع جنگ با دشمن، صبر و استقامت به خرج مىدهند، و در برابر این حوادث زانو نمىزنند» (وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ).
و در پایان آیه به عنوان جمع بندى و تأکید بر شش صفت عالى گذشته مىگوید: «آنها کسانى هستند که راست مىگویند و آنان پرهیزکارانند» (أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ).
راستگویى آنها از اینجا روشن مىشود که اعمال و رفتارشان از هر نظر با اعتقاد و ایمانشان هماهنگ است، و تقوا و پرهیزکاریشان از اینجا معلوم مىشود که آنها هم وظیفه خود را در برابر «اللّه» و هم در برابر نیازمندان و محرومان و کل جامعه انسانى و هم در برابر خویشتن خویش انجام مىدهند.
جالب این که شش صفت برجسته فوق هم شامل اصول اعتقادى و اخلاقى و هم برنامههاى عملى است