گروه C آل عمران 36-40
دوشنبه 25 خرداد :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات 36-40
دوره جز1
تفسیر :
دوشنبه 25 خرداد :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات 36-40
دوره جز1
تفسیر :
(آیه 36)- سپس مىافزاید: «هنگامى که فرزند خود را به دنیا آورد (او را دختر یافت) گفت: پروردگارا! من او را دختر آوردم» (فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُها أُنْثى). «البته خدا از آنچه او به دنیا آورده بود آگاهتر بود» (وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ). سپس افزود: «تو مىدانى که دختر و پسر (براى هدفى که من نذر کردهام) یکسان نیستند» (وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنْثى).
دختر، پس از بلوغ، عادت ماهانه دارد و نمىتواند در مسجد بماند، به علاوه
نیروى جسمى آنها یکسان نیست و نیز مسائل مربوط به حجاب و باردارى و وضع حمل، ادامه این خدمت را براى دختر مشکل مىسازد و لذا همیشه پسران را نذر مىکردند.
سپس افزود: «من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسههاى) شیطان رجیم و رانده شده (از درگاه خدا) در پناه تو قرار مىدهم» (وَ إِنِّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ إِنِّی أُعِیذُها بِکَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ).
مریم در لغت، زن عبادتکار و خدمتگزار است و از آنجا که این نامگذارى به وسیله مادرش بعد از وضع حمل انجام شد، نهایت عشق و علاقه این مادر با ایمان را براى وقف فرزندش در مسیر بندگى و عبادت خدا نشان مىدهد.
(آیه 37)- این آیه ادامه بحث آیه قبل در باره سرگذشت مریم است، مىفرماید: «پروردگارش او را به طرز نیکویى پذیرفت و بطور شایستهاى (گیاه وجود) او را رویانید و پرورش داد» (فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً).
جمله اخیر اشاره به نکته لطیفى دارد و آن اینکه کار خداوند، انبات و رویانیدن است یعنى همان گونه که در درون بذر گلها و گیاهان استعدادهایى نهفته است، در درون وجود آدمى و اعماق روح و فطرت او نیز همه گونه استعدادهاى عالى نهفته شده است که اگر انسان خود را تحت تربیت مربیان الهى که باغبانهاى باغستان جهان انسانیتند قرار دهد، به سرعت پرورش مىیابد و آن استعدادهاى خداداد آشکار مىشود.
سپس مىافزاید: «خداوند زکریا را سرپرست و کفیل او قرار داد» (وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا).
هر چه بر سن مریم افزوده مىشد، آثار عظمت و جلال در وى نمایانتر مىگشت و به جایى رسید که قرآن در ادامه این آیه در باره او مىگوید: «هر زمان زکریا وارد محراب او مىشد غذاى جالب خاصى نزد او مىیافت» (کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً).
زکریا از روى تعجب، روزى «به او گفت این غذا را از کجا آوردى»! (قالَ یا
مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا)
.
مریم در جواب «گفت: این از طرف خداست و اوست که هر کس را بخواهد بىحساب روزى مىدهد» (قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ).
از روایات متعددى استفاده مىشود که آن غذا یک نوع میوه بهشتى بوده که در غیر فصل، در کنار محراب مریم به فرمان پروردگار حاضر مىشده است و این موضوع جاى تعجب نیست که خدا از بنده پرهیزگارش این چنین پذیرایى کند!
(آیه 38)- از این به بعد گوشهاى از زندگى پیامبر الهى، زکریا را در ارتباط با داستان مریم بیان مىکند.
همسر زکریا و مادر مریم خواهر یکدیگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقیم بودند. با این که سالیان درازى از عمر زکریا و همسرش گذشته و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مىرسید که صاحب فرزندى شود، با ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوههاى تازه در غیر فصل، قلب او لبریز از امید گشت که شاید در فصل پیرى، میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشکار شود، به همین دلیل هنگامى که مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند کرد، آن گونه که قرآن در این آیه مىگوید: «در این هنگام زکریا پروردگار خویش را خواند و گفت:
پروردگارا! فرزند پاکیزهاى از سوى خودت به من (نیز) عطا فرما که تو دعا را مىشنوى» و اجابت مىکنى (هُنالِکَ دَعا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ).
(آیه 39)- «در این موقع فرشتگان به هنگامى که او در محراب ایستاده و مشغول نیایش بود، وى را صدا زدند که خداوند تو را به یحیى بشارت مىدهد، در حالى که کلمه خدا (حضرت مسیح) را تصدیق مىکند و آقا و رهبر خواهد بود، از هوى و هوس بر کنار و پیامبرى از صالحان است» (فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیى مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ).
نه تنها خداوند اجابت دعاى او را به وسیله فرشتگان خبر داد، بلکه پنج
وصف از اوصاف این فرزند پاکیزه را بیان داشت.
(آیه 40)- زکریا از شنیدن این بشارت، غرق شادى و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتى خود را از چنین موضوعى پنهان کند، «عرض کرد پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد در حالى که پیرى به من رسیده و همسرم ناز است» (قالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَ امْرَأَتِی عاقِرٌ).
در اینجا خداوند به او پاسخ داد و «فرمود: این گونه خداوند هر کارى را که بخواهد انجام مىهد» (قالَ کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ).
و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیت الهى داشت، زکریا قانع شد.