گروه Cآل عمران 26-30
شنبه 23 خرداد :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات 26-30
دوره صفحه 582-592
تفسیر :
شنبه 23 خرداد :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات 26-30
دوره صفحه 582-592
تفسیر :
(آیه 26)
شأن نزول:
هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مکه را فتح نمود، به مسلمانان نوید داد که به زودى کشور ایران و روم نیز زیر پرچم اسلام قرار خواهد گرفت، منافقان که دلهایشان به نور ایمان روشن نشده بود و روح اسلام را درک نکرده بودند، این مطلب را اغراق آمیز تلقى کرده و با تعجب گفتند: محمد صلّى اللّه علیه و آله به مدینه و مکه قانع نیست و طمع در فتح ایران و روم دارد، در این هنگام آیه نازل شد.
تفسیر:
همه چیز به دست اوست- در آیات قبل سخن از امتیازاتى بود که اهل کتاب (یهود و نصارى) براى خود قائل بودند و خود را از خاصّان خداوند مىپنداشتند، خداوند در این آیه و آیه بعد ادعاى باطل آنان را با این بیان جالب، رد مىکند مىفرماید: «بگو: بار الها! مالک ملکها تویى، تو هستى که به هر کس بخواهى و شایسته بدانى حکومت مىبخشى و از هر کس بخواهى حکومت را جدا مىسازى» (قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ).
«هر کس را بخواهى بر تخت عزت مىنشانى، و هر کس را اراده کنى بر خاک مذلت قرار مىدهى» (وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ).
و در یک جمله «کلید تمام خوبیها به دست تواناى توست، زیرا تو به هر چیز توانایى» (بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ).
ناگفته پیداست که منظور از اراده و مشیت الهى در این آیه این نیست که بدون
حساب و بىدلیل چیزى را به کسى مىبخشد و یا از او مىگیرد بلکه مشیت او از روى حکمت و مراعات نظام و مصلحت و حکمت جهان آفرینش و عالم انسانیت است و گاه این حکومتها به خاطر شایستگیها است، و گاه حکومت ظالمان هماهنگ ناشایستگى امتهاست.
خلاصه اینکه خواست خداوند همان است که در عالم اسباب آفریده تا چگونه ما از عالم اسباب استفاده کنیم.
(آیه 27)- در این آیه براى تکمیل معنى فوق و نشان دادن حاکمیت خداوند بر تمام عالم هستى مىافزاید: «شب را در روز داخل مىکنى و روز را در شب و موجود زنده را از مرده خارج مىسازى و مرده را از زنده، و به هر کس اراده کنى بدون حساب روزى مىبخشى» (تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ).
و اینها نشانه بارزى از قدرت مطلقه اوست.
منظور از دخول شب در روز و روز در شب همان تغییر محسوسى است که در شب و روز در طول سال مشاهده مىکنیم، این تغییر بر اثر انحراف محور کره زمین نسبت به مدار آن که کمى بیش از 23 درجه است، و تفاوت زاویه تابش خورشید مىباشد و این تدریجى بودن تغییر شب و روز آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات کره زمین دارد زیرا پرورش گیاهان و بسیارى از جانداران در پرتو نور و حرارت تدریجى آفتاب صورت مىگیرد.
منظور از بیرون آوردن «زنده» از «مرده» همان پیدایش حیات از موجودات بىجان است، زیرا مىدانیم آن روز که زمین آماده پذیرش حیات شد موجودات زنده از مواد بىجان به وجود آمدند، از این گذشته دائما در بدن ما و همه موجودات زنده عالم، مواد بىجان، جزو سلولها شده، تبدیل به موجودات زنده مىگردند.
پیدایش مردگان از موجودات زنده، نیز دائما در مقابل چشم ما مجسم است.
(آیه 28)- پیوند با بیگانگان ممنوع! در آیات گذشته سخن از این بود که عزت و ذلت و تمام خیرات به دست خداست و در این آیه به همین مناسبت
مؤمنان را از دوستى با کافران شدیدا نهى مىکند، مىفرماید: «افراد با ایمان نباید غیر از مؤمنان (یعنى) کافران را دوست و ولى و حامى خود انتخاب کنند» (لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ).
«و هر کس چنین کند در هیچ چیز از خداوند نیست» و رابطه خود را بکلى از پروردگارش گسسته است (وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْءٍ).
این آیه در واقع یک درس مهم سیاسى- اجتماعى به مسلمانان مىدهد که بیگانگان را به عنوان دوست و حامى و یار و یاور هرگز نپذیرند.
سپس به عنوان یک استثنا از این قانون کلى مىفرماید: «مگر این که از آنها بپرهیزید و تقیه کنید» (إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً).
همان تقیهاى که براى حفظ نیروها و جلوگیرى از هدر رفتن قوا و امکانات و سر انجام پیروزى بر دشمن است.
مسأله تقیه در جاى خود یک حکم قاطع عقلى و موافق فطرت انسانى است.
و در پایان آیه، هشدارى به همه مسلمانان داده مىفرماید: «خداوند شما را از (نافرمانى) خود بر حذر مىدارد، و بازگشت (همه شما) به سوى خداست» (وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ).
دو جمله فوق بر مسأله تحریم دوستى با دشمنان خدا تأکید مىکند، از یک سو مىگوید از مجازات و خشم و غضب خداوند بپرهیزید، و از سوى دیگر مىفرماید: «اگر مخالفت کنید بازگشت همه شما به سوى اوست و نتیجه اعمال خود را خواهید گرفت».
(آیه 29)- در آیه قبل، دوستى و همکارى با کافران و دشمنان خدا شدیدا مورد نهى واقع شده، در این آیه به کسانى که ممکن است از حکم تقیه سوء استفاده کنند، هشدار داده مىفرماید: «بگو: اگر آنچه را در سینههاى شماست، پنهان سازید یا آشکار کنید، خداوند آن را مىداند» (قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللَّهُ).
نه تنها اسرار درون شما را مىداند بلکه «آنچه را که در آسمانها و آنچه را در
زمین است (نیز) مىداند (و علاوه بر این آگاهى وسیع) خداوند بر هر چیزى تواناست» (وَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ).
(آیه 30)- این آیه تکمیلى است بر آنچه در آیه قبل آمد، و از حضور اعمال نیک و بد در قیامت پرده بر مىدارد، مىفرماید: «به یاد آورید روزى را که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده حاضر مىبیند و همچنین آنچه را از کار بد، انجام داده است» (یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ).
«در حالى که دوست مىدارد میان او و آن اعمال بد فاصله زمانى زیادى باشد» (تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً).
در پایان آیه، باز براى تأکید بیشتر مىفرماید: «خداوند شما را از (نافرمانى) خویش بر حذر مىدارد و در عین حال خدا نسبت به همه بندگان مهربان است» (وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ).
در واقع این جمله معجونى است از بیم و امید، از یک سو اعلام خطر مىکند و هشدار مىدهد، از سوى دیگر بندگان را به لطفش امیدوار مىسازد تا تعادلى میان خوف و رجا که عامل مهم تربیت انسان است برقرار شود.