گروه C آل عمران 16-20
سه شنبه 19 خرداد :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات 16-20
دوره صفحه 30-40
تفسیر :
سه شنبه 19 خرداد :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات 16-20
دوره صفحه 30-40
تفسیر :
(آیه 16)- در این آیه به معرفى بندگان پرهیزکار که در آیه قبل به آن اشاره شده بود پرداخته و شش صفت ممتاز براى آنها بر مىشمرد.
1- نخست این که: آنان با تمام دل و جان متوجه پروردگار خویشند و ایمان، قلب آنها را روشن ساخته و به همین دلیل در برابر اعمال خویش به شدت احساس مسؤولیت مىکنند، مىفرماید: «همان کسانى که مىگویند پروردگارا! ما ایمان آوردهایم، گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش نگاهدار» (الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ).
2- «آنها که صبر و استقامت دارند» (الصَّابِرِینَ).
و در برابر حوادث سخت که در مسیر اطاعت پروردگار پیش مىآید، و همچنین در برابر گناهان و به هنگام پیش آمدن شداید و گرفتاریهاى فردى و اجتماعى، شکیبایى و ایستادگى به خرج مىدهند.
3- «آنها که راستگو و درستکردارند» و آنچه در باطن به آن معتقدند در ظاهر به آن عمل مىکنند و از نفاق و دروغ و تقلب و خیانت دورند (وَ الصَّادِقِینَ).
4- «آنها که خاضع و فروتن هستند» و در طریق بندگى و عبودیت خدا بر این کار مداومت دارند (وَ الْقانِتِینَ).
5- «آنها که در راه خدا انفاق مىکنند» نه تنها از اموال، بلکه از تمام مواهب مادى و معنوى که در اختیار دارند به نیازمندان مىبخشند (وَ الْمُنْفِقِینَ).
6- «و آنها که سحرگاهان، استغفار و طلب آمرزش مىکنند» (وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ).
در آن هنگام که چشمهاى غافلان و بىخبران در خواب است و غوغاهاى جهان مادى فرو نشسته و به همین دلیل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهاى اصیل در قلب مردان خدا زنده مىشود به پا مىخیزند و در پیشگاه با عظمتش سجده مىکنند و از گناهان خود آمرزش مىطلبند و محو انوار جلال کبریایى او مىشوند.
در حدیثى از امام صادق علیه السّلام در تفسیر این آیه مىخوانیم که فرمود: «هر کس در نماز وتر (آخرین رکعت نماز شب) هفتاد بار بگوید (استغفر اللّه ربّى و اتوب الیه) و تا یک سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار کنندگان در سحر «وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ» قرار مىدهد و او را مشمول عفو و رحمت خود مىسازد».
(آیه 18)- به دنبال بحثى که در باره مؤمنان راستین در آیات قبل آمده بود در این آیه اشاره به گوشهاى از دلایل توحید و خداشناسى و بیان روشنى این راه پرداخته مىگوید: «خداوند (با ایجاد نظام شگرف عالم هستى) گواهى مىدهد که معبودى جز او نیست» (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).
«و نیز فرشتگان و صاحبان علم و دانشمندان (هر کدام به گونهاى و با استناد به دلیل و آیهاى) به این امر گواهى مىدهند» (وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ).
«این در حالى است که خداوند قیام به عدالت در جهان هستى فرموده» که این عدالت نیز نشانه بارز وجود اوست (قائِماً بِالْقِسْطِ).
آرى! با این اوصاف که گفته شد «هیچ معبودى جز او نیست که هم توانا و هم حکیم است» (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ).
بنابراین شما هم با خداوند و فرشتگان و دانشمندان همصدا شوید و نغمه توحید سر دهید.
این آیه از آیاتى است که همواره مورد توجه رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله بوده و کرارا در مواقع مختلف آن را تلاوت مىفرمود. زبیر بن عوام مىگوید: «شب عرفه در خدمت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بودم، شنیدم که مکررا این آیه را مىخواند».
(آیه 19)- روح دین همان تسلیم در برابر حق است! بعد از بیان یگانگى معبود به یگانگى دین پرداخته مىفرماید: «دین در نزد خدا، اسلام است» (إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ).
یعنى آیین حقیقى در پیشگاه خدا همان تسلیم در برابر فرمان اوست، و در واقع روح دین در هر عصر و زمان چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود.
سپس به بیان سر چشمه اختلافهاى مذهبى که على رغم وحدت حقیقى دین الهى به وجود آمده مىپردازد و مىفرماید: «آنها که کتاب آسمانى به آنها داده شده بود در آن اختلاف نکردند مگر بعد از آن که آگاهى و علم به سراغشان آمد و این اختلاف به خاطر ظلم و ستم در میان آنها بود» (وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ).
بنابراین ظهور اختلاف اولا بعد از علم و آگاهى بود و ثانیا انگیزهاى جز طغیان و ظلم و حسد نداشت.
مثلا پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله علاوه بر معجزات آشکار، از جمله قرآن مجید و دلایل روشنى که در متن این آیین آمده، اوصاف و مشخصاتش در کتب آسمانى پیشین که بخشهایى از آن در دست یهود و نصارى وجود داشت بیان شده بود و به همین دلیل دانشمندان آنها قبل از ظهور او بشارت ظهورش را با شوق و تأکید فراوان مىدادند، اما همین که مبعوث شد چون منافع خود را در خطر مىدیدند از روى طغیان و ظلم و حسد همه را نادیده گرفتند. به همین دلیل در پایان آیه سرنوشت آنها و امثال آنها
را بیان کرده مىگوید: «هر کس به آیات خدا کفر ورزد (خدا حساب او را مىرسد زیرا) خداوند حسابش سریع است» (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ).
آرى! کسانى که آیات الهى را بازیچه هوسهاى خود قرار دهند، نتیجه کار خود را در دنیا و آخرت مىبینند.
(آیه 20)- به دنبال بیان سر چشمه اختلافات دینى به گوشهاى از این اختلاف که همان بحث و جدال یهود و نصارى، با پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله بود در این آیه اشاره مىکند مىفرماید: «اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند (با آنها) مجادله نکن و بگو: من و پیروانم در برابر خداوند، تسلیم شدهایم» (فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ).
خداوند در این آیه به پیامبرش دستور مىدهد که از بحث و مجادله با آنها دورى کن و به جاى آن براى راهنمایى و قطع مخاصمه «بگو: به آنها که اهل کتاب هستند (یهود و نصارى) و همچنین درس نخواندهها (مشرکان) آیا شما هم (همچون من که تسلیم فرمان حقم) تسلیم شدهاید»؟ (وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ).
«اگر براستى تسلیم شوند هدایت یافتهاند، و اگر روى گردان شوند و سرپیچى کنند بر تو ابلاغ (رسالت) است» و تو مسؤول اعمال آنها نیستى (فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ).
بدیهى است منظور تسلیم زبانى و ادعایى نیست، بلکه منظور تسلیم حقیقى و عملى در برابر حق است.
و در پایان آیه مىفرماید: «خداوند به اعمال و افکار بندگان خود بیناست» (وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ).
از این آیه به خوبى روشن مىشود که روش پیامبر صلّى اللّه علیه و آله هرگز تحمیل فکر و عقیده نبوده است. بلکه کوشش و مجاهدت داشته که حقایق بر مردم روشن شود و سپس آنان را به حال خود وا مىگذاشته که خودشان تصمیم لازم را در پیروى از حق بگیرند.