گروه C آیات 1-5 آل عمران
شنبه 16 خرداد :
گروه
حفظ سوره آل عمران آیات1-5
دوره جز 30
تفسیر :
شنبه 16 خرداد :
گروه C
حفظ سوره آل عمران آیات1-5
دوره جز 30
تفسیر :
سوره آل عمران
این سوره در «مدینه» نازل شده و داراى 200 آیه است
محتواى سوره:
1- بخش مهمى از این سوره از توحید و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مىکند.
2- بخش دیگرى پیرامون جهاد و دستورات مهم آن و حیات جاویدان شهیدان راه خدا همچنین درسهاى عبرتى که در دو غزوه بدر و احد بود سخن مىگوید.
3- در قسمتى از این سوره، به یک سلسله احکام اسلامى در زمینه لزوم وحدت صفوف مسلمین و خانه کعبه و فریضه حج و امر بمعروف و نهى از منکر و تولى و تبرى و مسأله امانت، و انفاق در راه خدا، ترک دروغ و مقاومت و پایمردى در مقابل دشمن و صبر و شکیبایى در مقابل مشکلات و آزمایشهاى مختلف الهى و ذکر خداوند در هر حال، اشارات پرمعنایى شده است.
4- براى تکمیل این بحثها، بخشى از تاریخ انبیاء از جمله آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و سایر انبیاء علیهم السّلام و داستان مریم و مقامات این زن بزرگ نیز ذکر شده است.
در مورد فضیلت این سوره در حدیثى از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مىخوانیم: من قرء سورة آل عمران اعطى بکلّ آیة منها امانا على جسر جهنّم: «هر کس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آیات آن، امانى بر پل دوزخ به او مىدهند».
شأن نزول:
بعضى از مفسران مىگویند: هشتاد و چند آیه از این سوره در باره
فرستادگان و مسیحیان نجران نازل شده است.
فرستادگان شصت نفر بودند که چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مىشدند، سه نفر از این چهارده نفر سمت ریاست داشتند و مسیحیان آن سامان در کارها و مشکلات خود به آن سه نفر مراجعه مىکردند.
این گروه شصت نفرى در لباس مردان قبیله بنى کعب به مدینه آمدند و به مسجد پیامبر صلّى اللّه علیه و آله وارد شدند، موقعى که آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود، ناقوس را نواختند و مشغول نماز شدند. پس از نماز «عاقب» و «سید» که اولى امیر و رئیس قوم خود محسوب مىشد و دیگرى سرپرست تشریفات و تنظیم برنامه سفر و مورد اعتماد مسیحیان بود خدمت پیامبر رسیدند و با او آغاز سخن کردند پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به آنها پیشنهاد کرد: به آیین اسلام در آیید و در پیشگاه خداوند تسلیم گردید.
عاقب و سید گفتند: ما پیش از تو اسلام آورده و تسلیم خداوند شدهایم! پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: شما چگونه بر آیین حق هستید، با اینکه اعمالتان حاکى از این است که تسلیم خداوند نیستید، چه اینکه براى خدا فرزند قائلید و عیسى را پسر خدا مىدانید، و صلیب را عبادت و پرستش مىکنید و گوشت خوک مىخورید، با این که تمام این امور مخالف آیین حق است! عاقب و سید گفتند: اگر عیسى پسر خدا نیست، پس پدرش که بوده است؟
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: آیا شما قبول دارید که هر پسرى شباهتى به پدر خود دارد؟
گفتند آرى. فرمود: آیا اینطور نیست که خداى ما به هر چیزى، احاطه دارد و قیوم است و روزى موجودات با اوست، گفتند: آرى، همین طور است، فرمود:
آیا عیسى این اوصاف را داشت، گفتند: نه. فرمود: آیا چنین نیست که عیسى را مادرش مانند سایر کودکان در رحم حمل کرد، و بعد همچون مادرهاى دیگر، او را به دنیا آورد؟ و عیسى پس از ولادت، چون اطفال دیگر غذا مىخورد! گفتند:
آرى چنین بود. فرمود: پس چگونه عیسى پسر خداست با این که هیچ گونه شباهتى به پدرش ندارد؟!
سخن که به اینجا رسید، همگى خاموش شدند، در این هنگام، هشتاد و چند آیه از اوایل این سوره براى توضیح معارف و برنامههاى اسلام نازل گردید.
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
تفسیر:
باز در آغاز این سوره به حروف مقطعه برخورد مىکنیم (الم) در باره حروف مقطعه قرآن، در اول سوره بقره، توضیحات لازم گفته شد که نیازى به تکرار آن نیست.
(آیه 2)- در این آیه مىفرماید: «خداوند تنها معبود یگانه یکتاى جاویدان و پایدار است که همه چیز به وجود او بستگى دارد» (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ).
- شرح و تفسیر این آیه در سوره بقره آیه 255 گذشت.
(آیه 3)- در این آیه خطاب به پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله مىفرماید: خداوندى که پاینده و قیوم است «قرآن را بر تو فرستاد که با نشانههاى کتب آسمانى پیشین کاملا تطبیق مىکند همان خدایى که تورات و انجیل را پیش از قرآن براى راهنمایى و هدایت بشر نازل کرد» (نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ).
(آیه 4)- سپس مىافزاید: «همچنین قرآن را که حق را از باطل جدا مىسازد نازل کرد» (وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ).
سپس مىافزاید: بعد از اتمام حجت و نزول آیات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعوت پیامبران، راهى جز مجازات نیست، و لذا در آیه مورد بحث به دنبال بحثى که در باره حقانیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و قرآن مجید گذشت مىفرماید: «کسانى که به آیات خدا کافر شدند کیفر شدیدى دارند» (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ).
و براى روشن ساختن این که، توانایى خداوند بر تحقق بخشیدن تهدیداتش جاى تردید نیست، مىافزاید: «خداوند توانا و صاحب انتقام است» (وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ).
(آیه 5)- این آیه در حقیقت، تکمیل آیات قبل است، مىفرماید: «هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا مخفى نمىماند» (إِنَّ اللَّهَ لا یَخْفى عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ).
چگونه ممکن است چیزى بر او مخفى بماند در حالى که او در همه جا حاضر و ناظر است و به حکم این که وجودش از هر نظر بىپایان و نامحدود است جایى از او خالى نیست و به ما از خود ما نزدیکتر است، بنابراین در عین این که محل و مکانى ندارد به همه چیز احاطه دارد. و این احاطه به معنى علم و آگاهى او بر همه چیز است.